ابراهيم عاملي ( موثق )
431
تفسير عاملي ( فارسي )
بخل و تخلَّف از وظيفه موجب نفاق در دل آنها شده است . مجاهد گفته است : يعنى موجب حرمان از توبه شده است و چنان كه از ابليس قدرت توبه سلب شد اينها هم بواسطه ى اين فكر و كارشان از توبه محروم هستند ، و اين آيه مىفهماند خيانت و خلف وعده و دروغ خوى مردم منافق است چنان كه حديث صحيح از پيغمبر ص است : منافق اگر نقل حديث كند دروغ ميگويد ، و اگر وعده دهد خلاف مىكند ، و اگر امانت بگيرد خيانت مىكند . « الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ » 80 طبرى : عبد الرّحمان عوف هشتاد دينار داشت نصف آن را براى خرج خود نگاهداشت و نصف آن را براى صدقه حضور پيغمبر ص برد و يا كيسه اى بود از طلا كه دست را پر ميكرد ، و ديگرى يك صاع خرماى خشك آورد كه براى كسى آبيارى كردم و دو صاع مزد گرفتم يكى براى خانهام گذاشتهام و اين يك را به صدقه آوردم ، منافقين مثل معتّب بن قشير و عبد اللَّه بن نبتل گفتند عبد الرّحمان رياء و تظاهر مىكند و خدا احتياج بخرماى اين شخص ندارد ، و يا گفتند : اين فقير با اين صدقه رياء مىكند تا نام او با نام مالدارها شمرده شود كه او صدقه داده است . « إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ » 81 مجمع : كلمه ى « سَبْعِينَ مَرَّةً » براى مبالغه است نه عدد مخصوص ، و مقصود از اين جمله ممكن است اين باشد كه پيغمبر از نظر لطف اميد صلاح آنها داشت و آهنگ استغفار براى آنها كرد ، به اين جمله به او اعلام شد كه صلاح آنها انجام نشدنى است . و ممكن است پيش از اعلام به او كه توبه - شان قبول نيست اقدام به استغفار كرد و چنين جواب شنيد . و ممكن است استغفار آن حضرت مشروط بوده است كه توبه كنند ، اعلام شده است كه آنها لايق توبه نيستند . سخن ما همان ترجمه و نقل است .